۱۳۸۸ آبان ۳۰, شنبه

جمهوری اسلامی ایران برای بیست و پنجمین بار در سازمان ملل به نقض حقوق‌ بشر شدیدا محکوم شد>>جمهوری اسلامی ايران به قطعنامه سازمان ملل اعتراض کرد

در ساعات اوليه روز جمعه ۲۹ آبان ماه کشورهای عضو سازمان ملل متحد با اکثريت آراء قعطنامه محکوميت نقض حقوق بشر در ايران توسط دولت جمهوری اسلامی را به تصويب رساندند.

قطعنامه با ۷۴ رای مثبت، ۵۹ رای ممتنع و ۴۸ رای منفی به تصويب رسيد. در رابطه با رای گيری آنچه که از اهميت ويژه ای برخوردار بود عدم شرکت نمايندگان دو دولت ترکيه و عراق در سازمان ملل متحد در رای گيری و ازهمه مهمتر رای مثبت دولت عربستان سعودی به محکوم کردن مقامات جمهوری اسلامی بود. دولتهای روسيه و چين به اين قطعنامه رای منفی دادند.

محمد خزايی نماينده جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد در نيویورک با قرائت بيانيه ای اتهامات مطرح شده را ساختگی خواند و افزود: "دولت کانادا بدليل نقض حقوق مردمان بومی در اين کشور نمی تواند چنين قطعنامه را تهيه وتنظيم کند."

آقای خزاعی بدون اشاره به مفاد قطعنامه درباره سرکوب مردم ايران بار ديگر به عملکرد دولت اسراييل با فلسطنيان پرداخت.

قطعنامه کمیته سوم سازمان ملل متحد از «نقض فزاینده و جدی حقوق بشر» در ايران «عمیقا ابراز نگرانی» کرده است. اين قطعنامه به ويژه نسبت به اقدامات حکومت ايران در واکنش به تظاهرات معتر ضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری در ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۸۸ همزمان با افزايش نقض حقوق بشر در اين کشور ابراز نگرانی کرده است.

در اين قطعنامه برای اولين بار از دولت جمهوری اسلامی خواسته شده است که به گزاشگران ويژه متفاوت در امور مربوط حقوق بشر به ويژه گزارشگر امور مربوط به شکنجه، دستگيری های خودسرانه، اعدامهای فراقانونی، مدافعان حقوق بشر، ناپديد شدگان غير داوطلبانه و آزادی بيان اجازه دهد که برای تحقيق و تهيه گزارش هرچه زودتر به ايران سفر کرده و در طول سال آينده وقايع نقض حقوق بشر در اين کشور را در اولويت قرار داده و از نزديک دنبال کنند.

يکی ديگر از عمده نکات مورد توجه در قطعنامه محکوميت نقض حقوق بشر در ايران آن است که از دبير کل سازمان ملل متحد خواسته شده تا وی در سال آينده به اعضای سازمان ملل متحد گزارش دهد تا چه اندازه دولت جمهوری اسلامی ایران به مفاد اين قطعنامه به ويژه؛ آيا اين دولت از پذيرفتن گزارشگران ويژه برای انجام تحقيقات مستقل در ايران عمل کرده است يا نه.

همچنين قطعنامه به جريانات حوادث پس از انتخابات رياست جمهوری در خردادماه پرداخته و از دولت جمهوری اسلامی خواسته است که به آزار و اذيت، سرکوب و ارعاب فعالين سياسی، مدافعان حقوق بشر، دانشجويان، روزنامه نگاران، وبلاگ نويسان، روحانيون منتقد دولت و وکلای مدافع خاتمه دهد و کليه کسانی که بطور خودسرانه بدليل عقايدشان در زندانهای کشور بويژه آن دسته از ايرانيانی که پس از ۲۲ خرداد ماه بازداشت و زندانی شده اند را سريعا آزاد کند.

اکثريت کشورهای عضو سازمان ملل متحد به مقامات حکومت جمهوری اسلامی هشدار داده‌اند تا به سياست عدم مجازات ناقضان حقوق بشر در ايران خاتمه دهند و دستور انجام تحقيات مستقل، بيطرفانه و معتبری برای بررسی اتفاقات پس از انتخابات رياست جمهوری را صادر کنند. در بخش ديگری از قطعنامه محکوميت دولت جمهوری اسلامی آمده است: "دولت ایران می بايست در عمل و در قوانين خود به تمامی عملکردهای تبعيض آميز خود درنقض حقوق اقليت های قومی ومذهبی در ايران خاتمه دهد.


جمهوری اسلامی ايران به قطعنامه سازمان ملل اعتراض کرد

کميته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل متحد، روز گذشته قطعنامه محکوميت نقض حقوق بشر در ايران را تصويب کرد.
اين قطعنامه، جمهوری اسلامی را به خاطر نقض «جدی، ممتد و مکرر» حقوق بشر از جمله در دوران پس از انتخابات محکوم کرده است.

به گزارش رادیو زمانه، محمد خزاعی، نماينده دائم ايران در سازمان ملل، در واکنش به ارائه اين قطعنامه به سازمان ملل، کشور‌های غربی را به «استفاده ابزاری» از موضوع حقوق بشر برای رسيدن به «اغراض سياسی» متهم کرده است.
آقای خزاعی گفت که اين اقدامات می‌تواند اعتبار و وجهه سازمان ملل و سازوکار‌های حقوق بشری آن را «تخريب» کند.
او افزود که «نبايد، چند کشور خاص، مفاهيم عالی انسانی را منحصر به خود بدانند و با برخوردهای سياسی، دوگانه و گزينشی، اين مفاهيم ارزشمند را به ابزاری برای تامين مطامع سياسی خود تقليل دهند.»
وی اظهار داشت: «برخوردهای گزينشی و استانداردهای دوگانه بر مبنای ملاحظات سياسی، اکنون از حالت استثناء خارج شده و خود به يک قاعده بازی تبديل شده است.»
خزاعی همچنين با اشاره به کارنامه «غير قابل قبول» حقوق بشری بانيان قطعنامه، اظهار داشت: «بانيان قطعنامه ضد ايرانی، ابتدا بايد از کشورهای خود شروع کنند. اين کشورها عموما خود ناقض حقوق بشر هستند.»
قطعنامه سازمان ملل که از سوی کانادا ارائه شده، با ابراز «نگرانی عميق» نسبت به وضعيت حقوق بشر در ايران، واکنش دولت اين کشور به اعترضات پس از انتخابات اخير را محکوم کرده است.
قرار است مجمع عمومی سازمان ملل با ۱۹۲ کشور عضو، اين قطعنامه را در تاريخی که هنوز مشخص نشده، رسمی کند. از سال ۱۹۸۵ به اين‌سو، اين بيست‌ودومين بار است که اين مجمع، مسئله حقوق بشر در ايران را در دستور کار قرار داده ‌است.
در جريان سرکوب اعتراضات پس از انتخابات دهم رياست ‌جمهوری در ايران، بيش از چهار هزار نفر بازداشت شدند. محاکمه ۱۴۰ تن از بازداشت‌شدگان، از تلويزيون دولتی جمهوری اسلامی پخش شده ‌است.




حقوق کودکان و نوجوانان در ایران

براساس گزارش دیده‌بان حقوق بشر، ایران که در سال ۱۳۷۳ پیمان‌نامه‌ی حقوق کودکان را به‌صورت مشروطامضاء کرده، تا کنون در صدر فهرست کشورهایی قرار داشته که بیشترین میزان اعدام کودکان در آنها رخ می دهد. ایران، عربستان سعودی، سودان، پاکستان و یمن تنها کشورهایی هستند که هنوز افراد زیر ۱۸ سال را اعدام می‌کنند.

جمهوری اسلامی به برخی مفاد پیمان‌نامه مانند آزادی بیان، انتخاب مذهب و ممنوعیت اعدام کودکان زیر ۱۸ سال پایبند نیست؛ زیرا آنها را با قوانین جاری خود و شریعت اسلامی همخوان نمی‌داند. براساس گزارش‌های رسانه‌ها در سه سال گذشته ۳۲ کودک در جهان اعدام شده‌اند. از این میان۲۶ تن آنها در ایران به دار آویخته شده‌اند. در سال ۱۳۸۷ شش نوجوان در ایران اعدام شدند. در سال جاری نیز ۱۳۰ نوجوان زیر ۱۸ سال با گرفتن حکم اعدام در مسیر اجرای حکم هستند.

افزون بر این در تهران و بعضی شهرهای دیگر، با گذری در خیابان‌های اصلی و پررفت‌وآمد کودکان دستفروشی به چشم می‌خورند که می‌کوشند جنس‌های خود را از خوراکی و اسباب‌بازی گرفته تا فال حافظ یا دسته‌گل به مردم بفروشند یا شیشه‌ی ماشین‌ها را تمیز کنند و انعامی از صاحبان آنها دریافت کنند. اغلب این کودکان به دلیل کار روزمره و فقر خانوادگی از امکان آموزش در مدرسه‌ها محروم‌اند. در ایران گاهی از این کودکان برای قاچاق مواد مخدر نیز استفاده می‌شود.

بر اساس گزارش‌های سازمان جهانی کار (ILO) نزدیک به ۲۱۸ میلیون کودک - برخلاف اصول بین‌المللی حقوق کودکان- در سراسر جهان کار می‌کنند که بسیاری از آنها در بخش کشاورزی به کار گرفته می‌شوند. در جنگ‌ها و درگیری‌ها نیز شمار قابل توجهی از قربانیان را کودکان در برمی‌گیرند. این مدعا را بررسی شمار کودکان کشته شده در درگیری‌ها و جنگ‌های عراق، افغانستان و اخیراً غزه ثابت می‌کند.


کودکان کار در ایرانکودکان کار در ایرانبدرفتاری و خشونت علیه کودکان پدیده‌ای مختص کشورهای توسعه‌نیافته ودر حال توسعه نیست. در کشوری مانند نیوزلند با وجود دموکراسی پارلمانی، از سال ۲۰۰۷ تا کنون بسیاری از والدین در اعتراض به قانونی که تنبیه بدنی کودکان را آزار جسمی تعریف و برای آن تعقیب قانونی و مجازات تعیین کرده است، چند بار به خیابان‌ها رفته‌اند. آنها خواهان لغو این قانون و دادن اختیار زدن سیلی به کودکان برای تربیت آنها شده‌اند.

نیوزلند کشوری است که براساس گزارش یونیسف، صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل، جایگاه سوم را در میان کشورهای صنعتی در بدرفتاری با کودکان دارد. در ماه اکتبر امسال نیز در این مورد یک همه‌پرسی صورت گرفت که اکثریت قابل توجهی خواستار لغو قانون تعقیب و مجازات والدینی بودند که به کودکان خود سیلی می‌زنند. در این کشور نزدیک به ده رصد کودکان آزار جنسی، بدنی و روانی را تجربه کرده‌اند.

سویه‌ی فراملی پیمان‌نامه

براساس گزارش یونیسف، که درهفته‌ی نخست اکتبر سال جاری منتشر شد، هنوز در سراسر جهان پدیده‌هایی چون کودکان سرباز، کودکان کار، کودک‌آزاری (جنسی) و ازدواج اجباری دختران خردسال خبر از نقض موافقت‌نامه‌ای می‌دهند که ۱۹۳ کشور جهان آن را امضاء کرده‌اند. در عین حال مفاد این موافقت‌نامه ابزار مهم جامعه‌ی مدنی و کشورهای متمدن برای مراقبت از کودکان است.

این موافقت‌نامه حساسیت و آگاهی عمومی را نسبت به نقض حقوق کودکان افزایش داده و باعث بهبود وضع آنها در کشورهای گوناگون شده است. در کشورهای صنعتی نیز توجه به حقوق خردسالانی که در حق آنها تبعیض روا داشته‌اند، بیشتر شده است. کشورهای امضاء‌کننده‌ی موافقت‌نامه‌ی حقوق کودکان، هر پنج سال یک بار، باید در برابر هیئتی در سازمان ملل درباره‌ی موارد نقض حقوق کودکان و وضعیت آنها پاسخگو باشند.

امروزه کودکان را بیش از گذشته جدی می‌گیرند و آنها را در امور مشارکت می‌دهند. اما با وجود این هنوز مرجعیتی فراملی براساس قوانین سازمان ملل شکل نگرفته تا کشورها را مجبور به رعایت تعهدهای خود در قبال حقوق کودکان کند. به همین دلیل میان به رسمیت شناختن صوری حقوق کودکان و تحقق عملی آنها در جوامع گوناگون شکاف عمیقی وجود دارد.

سازدار:اکثریت جامعه جزو رقبای این دولت هستند



عضو فراکسیون خط امام(ره) مجلس گفت:«دولت با حرکات بچگانه و ناپخته بیشتر ماهیت خود را برای مردم روشن می‌کند و خودشان با دست خودشان، اعتبارشان را زیر سئوال می‌برد.»

سیروس سازدار در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»،در پاسخ به سئوالی درخصوص اظهارات محمود احمدی‌نژاد مبنی بر گرفتن مترو از شهرداری و بردن آن به زیر مجموعه دولت، اظهار داشت:«این مسایل قطعا برخورد سیاسی با امور است، دولت اگرخیلی هنر دارد پروژه‌هایی که به مردم در سفرهای استانی قول داده است را انجام دهد.»

وی با بیان اینکه همه پروژه‌ها که در سفرهای استانی به مردم وعده داده شده هنوز اجرایی نشده است، تصریح کرد:«در استان و حوزه انتخابیه بنده قول‌هایی داده‌اند و چند پروژه شروع شده که هنوز برای آن هیچ اقدامی نکرده‌اند.»

عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس گفت:«دولت در انجام پروژه‌های اساسی زیر بنایی در کشور عاجز است و به نظر می‌آید دولت مسایل را به سمت تنش و سیاسی کردن بکشاند و مردم را از مشکلات اساسی غافل کند.»

وی ادامه داد:«در همین راستا آقای احمدی‌نژاد برای انحراف افکار عمومی، مسایلی نظیر مترو را مطرح می‌کند، در صورتی که اگردولت تاکنون بودجه مترو را پرداخت کرده بود به کاهش ترافیک شهر تهران کمک شده بود.»

نماینده مرند و جلفا تاکید کرد:«با وجود همه سنگ‌اندازی‌های دولت، پروژه مترو تاکنون به خوبی پیش رفته و ما امیدوار هستیم دولت این موضوع را سیاسی نکند، زیرا مردم به این پروژه نیاز اساسی دارند.»

وی تصریح کرد:« اگر پروژه مترو هم به دولت واگذار شود سرنوشت آن مانند بقیه پروژه‌ها می‌شود و دولت توان اجرای آن را نخواهد داشت.»

نماینده جلفا خاطر نشان کرد:«دولت خودش هم می‌داند که توان اجرای این پروژه را ندارد، برای همین تنها شعارهایی که عملیاتی نیست را می‌دهد.»

سازدار با اشاره به تغییر اساسنامه فرهنگستان‌های ایجاد زمینه برای دولتی کردن آن و حذف افرادی همچون میرحسین موسوی، گفت:« این آقایان تحمل یک مسئول رده پایین را که احساس کنند به فرد دیگری در انتخابات رای داده، ندارند.»

وی افزود:« آقای موسوی از یک جایگاه بالا و والایی در کشور ما برخوردار است و سالها به فرهنگستان بها داده است.»

عضو فراکسیون خط امام(ره) مجلس خاطر نشان کرد:«فرهنگستان هنر اعتبار خود را از مهندس موسوی گرفته و دولتی کردن فرهنگستان‌ها هم بدان معنا است که سرنوشت آنها مانند سایر کارهای دولت خواهد شد.»

سازدار تاکید کرد:«این آقایان خیلی به دنبال پیشرفت مملکت نیستند بلکه به دنبال حذف رقبا هستند اما رقبایشان آنقدر زیاد هستند که حذف شدنی نیستند و اکثریت جامعه ما جزء رقبای این دولت حساب می‌شوند.»

وی ادامه داد:«باید جزء افتخارات ما باشد که مهندس موسوی در فرهنگستان حضور داشته باشد، میرحسین موسوی از فرهنگستان اعتبار نمی‌گیرد بلکه به آن اعتبار می‌دهد.»

این نماینده اصلاح‌طلب خاطر نشان کرد:«این حرکات بچگانه و ناپخته دولت بیشتر ماهیت آنها را برای مردم روشن می‌کند و خودشان با دست خودشان اعتبارشان را زیر سئوال می‌برند.»

۱۳۸۸ آبان ۲۵, دوشنبه

عبدالکریم لاهیجی: «از این نوع خودکشی‌ها کم نبوده است»

دکتر عبدالکریم لاهیجی‌، بنیانگذار "جمعیت دفاع از حقوق بشر در ایران" و نایب رئیس فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر است.

دکتر عبدالکریم لاهیجی‌
دکتر عبدالکریم لاهیجی


در پی انتشار خبر "خودکشی" پزشکی که در بازداشتگاه کهریزک به عنوان افسر وظیفه مشغول کار بوده، پرسش از پی چگونگی درگذشت این پزشک و پرونده باز جنایتهای کهریزک مطرح شده است. مصاحبه‌ای با دکتر عبدالکریم لاهیجی، حقوقدان

زندان کهریزکزندان کهریزک

دویچه وله: آقای دکتر لاهیجی، این خبر در همه جا پیچیده که دکتر رامین پوراندرجانی که محل خدمتش به عنوان پزشک وظیفه در زندان کهریزک بوده خودکشی کرده است. در چنین مواردی آیا خودکشی امری فردی تلقی می‌شود یا موضوعی است که بر پروند‌ه‌ی مسئولان امر می‌افزاید؟

عبدالکریم لاهیجی: باید بگویم که درباره‌ی خود خودکشی باید تحقیق شود. در گذشته ما از این خودکشی‌ها کم ندیده‌ایم. یک شخصی که مبتلا به بیماری روانی بود، متهم شد به کشتن دکتر کاظم سامی و چند روز بعد هم گفتند که در هتلی، فکر می‌کنم در خوزستان، خودکشی کرده که بعد معلوم شد نه، خودکشی کردندش. از این نوع خودکشی‌ها کم نبوده است. مورد سعید امامی در ارتباط با پرونده‌ی معروف به "قتل‌های زنجیره‌ای" یادتان هست.

بنابراین نخستین سؤالی که ما می‌کنیم این است که آیا پزشک جوان خودکشی کرده یا اینکه نه، به قتل رسیده است و اسمش را حالا خودکشی گذاشته‌اند.

موضوع دوم این است که اصولاً راجع به کهریزک با وجود قولهایی که داده شد، گفتند که با دستور خامنه‌ای کهریزک را بستند. بعد گفتند که دستور تحقیق داده شده، عده‌ای دستگیر شده‌اند و ازجمله گفتند چند قاضی یا بازجو و بازپرس هم جزو دستگیرشده‌ها بودند. و می‌دانید که دو کمیته‌ی تحقیق تشکیل شد، هم در مجلس و هم در قوه قضاییه و تا امروز هیچ کسی به اتهام شرکت در آن فجایع مورد تعقیب قرار نگرفته است. حتی دیدید که چند روز پیش فرمانده‌ی نیروی انتظامی گفت که اگر مأموری هم شیشه‌ی ماشینی را شکسته، یا اینکه یکمقدار خشونت از او سرزده، او را نمی‌شود تعقیب کرد.

رامین پوراندرجانیرامین پوراندرجانی

بنابراین در مقابل این همه سؤالهایی که وجود دارد و الان گفته می‌شود که یک پزشک جوان که او هم افسر وظیفه بوده و مأمور خدمت در بازداشتگاه کهریزک، او متهم می‌شود به سهل‌انگاری، بی‌احتیاطی و بعد هم تهدید می‌شود به اینکه از کار اخراجش کنند و حتی ممکن است مورد تعقیب جزایی قرارش بدهند و در شرایط و اوضاع و احوالی قرارش می‌دهند که ممکن است بگوییم خودکشی هم کرده است. بنابراین تمام این مسائل باید واقعاً در تحقیقی، منتهی از طرف یک مرجع هم صلاحیت‌دار و هم مستقل و غیرجانبدار، مورد رسیدگی قرار گیرد و معلوم شود که آیا خودکشی کرده یا نکرده و بعد چه عوامل و چه انگیزه‌هایی او را به خودکشی کشانده و بالاخره بعد از گذشته نزدیک به پنج ماه از این فجایع باید مشخص شود که چه کسانی دستور شکنجه و بدرفتاری داده‌اند؟ چه کسانی عامل شکنجه و تجاوز و بدرفتاری در این بازداشتگاه بودند تا بالاخره به کیفر اعمالشان برسند.

شما انتظاری را بیان کردید که از یک دستگاه قضایی بیطرف و کارآمد می‌رود. الان شما امکان برداشتن چه قدمی را در این زمینه در ایران می‌بینید؟

ما دیدیم که آقای شاهرودی رأس قوه قضاییه بود، کاری نکرد. امروز که از سمت خودش دیگر کنار آمده یا کنارش گذاشته‌اند، شروع به انتقاد راجع به آن دوران کرده است. بنابراین معلوم می‌شود رئیس قوه قضاییه هم کاره‌ای نیست. به خاطر همین هم من در مجموعه‌ی حکومت می‌گویم که ما همچنان یک اراده‌ی سیاسی مبنی براین که این جنایت را مورد تعقیب قرار دهند و عاملان ودستوردهندگانش را مجازات کنند، نمی‌بینیم. یعنی ما می‌بینیم هر روز حلقه‌های محاصره و فشار بر مردم، جامعه‌ی مدنی، سازمانهای دفاع از حقوق، حالا چه حقوق بشر، و چه حقوق زن و حقوق سندیکایی و آزادی مطبوعات و... روز به روز تنگتر و تنگتر می‌شود. بنابراین، وظیفه‌ی شما به عنوان یک روزنامه‌نگار مستقل، و وظیفه‌ی ما به عنوان عضو جامعه مدنی و مدافع حقوق بشر این است که این مسائل را بگوییم و مردم در جریان قرار گیرند تا آن روزی که بالاخره نهاد مستقلی به تحقیق در این وقایع و این جنایات و اتفاقات بپردازد و البته بازتاب این مصاحبه‌ها و صحبت‌ها و اعتراض‌ها به عقیده‌ی من هم در داخل ایران و هم در خارج از ایران مسلماً تأثیرات و نتایجی را خواهد داشت.

گفته شده که ممکن است دستگاه قضایی هشت نفر را در رابطه با پرونده‌ی کهریزک محاکمه کند و همان طور که شما اشاره کردید، مشخص است که پای هیچیک از مسئولان نظامی و قضایی به میان کشیده نشود. انتظار شما از چنین محاکمه‌ای چیست؟

نخستین عاملی که باعث می‌شود انسان متقاعد شود به اینکه محاکمه‌ای عادلانه بوده و از حداقل شرایط یک محاکمه‌ی عادلانه برخوردار بوده، این است که یک محاکمه‌ی علنی برگزار شود تا مردم بدانند و ببینند که چه کسانی محاکمه شده‌اند و در چه شرایطی محاکمه می‌شوند. می‌دانید که در ارتباط با همین وقایع دو سه جلسه نمایش تلویزیونی نشان دادند که واقعاً باعث مضحکه‌ی حتی تعدادی از عوامل داخل حکومت هم شد. عده‌ای هم به صورت علنی گفتند که با انجام این محاکمه‌ها موافق نبودند و شاید یکی از علل برکنارکردن محسن اژه‌ای هم همین بوده است. بعد آمدند این محاکمه‌‌ها را تعطیل کردند و محاکمه را پشت درهای بسته بردند.

هر روز ما می‌شنویم که مثلاً عبدالله مؤمنی محکوم به هشت سال حبس شده است، محاکمه‌ی بهزاد نبوی جریان دارد. اگر می‌خواهند یک چنین محاکمه‌ای کنند، خب به عقیده‌ی من بود و نبودش تأثیری ندارد و فرقی نمی‌کند. ولی اگر یک محاکمه‌ی علنی بکنند و معلوم شود این کسانی که متهم به این جنایات هستند در چه وضعیت و در چه شرایطی‌اند، اولاً اتهامات را قبول دارند یا ندارند؟ خود آن‌ها مسئول بودند، یا آن‌ها فقط مأمور اجرا بودند؟ اگر محاکمه در چنین وضعیتی برگزار شود، لااقل می‌شود یک حداقل نظر و عقیده‌ی مستقلی را راجع به آن محاکمه داشت. در غیر این صورت اگر مثل محاکمه‌هایی که هر روز جریان دارد یک چند نفری را پشت درهای بسته به بازجویی بکشند و بعد هم بگویند بله این‌ها به چند روز یا چند ماه یا چند سال محکوم شده‌اند، باز برای لوث کردن پرونده است. برای اینکه آمران و عاملان اصلی متأسفانه از مجازات فرار کنند و هرگز مورد تعقیب قرار نگیرند.

خبر تازه‌ای دارید که به ما در زمینه‌ی فعالیت‌های حقوق بشری در خارج از کشور برای رسیدگی به این وضعیت بدهید؟

مهم‌ترین خبری که می‌توانم در مورد خارج از کشور به شما بدهم، این است که کمیته‌ی سوم مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه‌ای را در دستور کار دارد و هیئتی از طرف فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر برای ملاقات با دبیرکل سازمان ملل، کمیسار حقوق بشر سازمان ملل هفته‌ی گذشته به نیویورک رفت. در این هیئت هم رئیس فدراسیون و هم شیرین عبادی، عضو فدراسیون، عضویت داشتند. قرار است که هفته‌ی آینده، یعنی هفته‌ای که از فردا آغاز می‌شود، روزهای چهارشنبه (۱۸ نوامبر) یا پنج‌شنبه‌ی آینده طرح قطعنامه به رأی گذاشته شود. امیدواریم که این قطعنامه با اکثریت بزرگی در کمیته‌ی سوم مجمع عمومی سازمان ملل تصویب شود و به مجمع عمومی برود. یکی از نتایج این قطعنامه به صورتی که قولش داده شده این است که بان کی مون عازم ایران شود و شاید سفر او باعث شود یکمقدار جمهوری اسلامی ناگزیر شود از سیاست فشار و اختناق روز افزون دست بکشد و مدافعان حقوق بشر یکمقدار امکان فعالیت بیشتر و علنی‌تر داشته باشند.

مصاحبه‌گر: کیواندخت قهاری

تحریریه: رضا نیکجو


جزئيات مرگ مشكوك پزشك بازداشت‌گاه كهريزك/ تكذيب خبر خودكشي وي

روز گذشته گزارش‌هایی راجع به خودکشی پزشک بازداشت‌گاه کهریزک در برخی از سایت‌های خبری منتشر شد که در پی تماس با خانواده و نزدیکان وی، این مساله مورد تکذیب قرار گرفت. گزارشی که در زیر می‌آید، شرح مختصری از چگونگی مرگ رامین پوراندرجانی است. گزارش‌های تکمیلی متعاقبا ارسال خواهد شد. رامين پوراندرجانی 26 ساله، پزشک وظیفه بهداری نیروی انتظامی تهران، بامداد روز سه‌شنبه به طرز مشکوکی در استراحت‌گاه خود در ساختمان فرماندهی بهداری نیروی انتظامی درگذشت، علت فوت وی به خانواده‌اش سکته قلبی (در خواب) اعلام شده است. این درحالی است که نامبرده هیچ‌گونه سابقه بیماری نداشته و پیش از دستگیری در سلامت کامل بوده است.

دکتر پوراندرجانی که در دوران حوادث بعد از انتخابات به عنوان پزشک به بازداشت‌گاه کهریزک منتقل شده بود، تعدادی از قربانیان شکنجه‌های این زندان از جمله محسن روح الامینی را دو روز قبل ازفوتش ویزیت کرده بود. پس از افشای فوت روح الامینی وی به مدت یک هفته بازداشت شد و برای اعتراف به دست داشتن در مرگ روح الامینی تحت فشار قرار گرفت. ماموران از وی خواسته بودند، اعتراف کند، محسن روح الامینی در اثر قصور پزشکی و تشخیص اشتباه او جان باخته است. با این وجود این پزشک جوان حاضر به اعتراف نشد. دکتر پوراندرجانی که در نتیجه حضورش در کهریزک آگاهی کاملی از جزییات شکنجه‌ها و عاملین آن داشت علاوه بر مراجع قانونی از طرف افراد و نیروهای ناشناس نیز برای عدم افشای حقایق و دخالت مستقیم سران نظامی و انتظامی کشور در شکنجه‌های بازداشتگاه کهریزک، بارها مورد تهدید و ارعاب قرار گرفت. گفته می‌شود خانواده او تهدید شده‌اند، در صورت رسانه‌ای کردن موضوع مرگ فرزندشان، جان فرزند دیگرشان نیز در خطر خواهد بود.

پیکر وی پس از شستشو و انجام مراسم کفن که در غیاب خانواده‌اش در تهران انجام گرفته بود با همراهی چند تن از ماموران انتظامی به تبریز منتقل شده و در صبح روز پنجشنبه در فضایی امنیتی تشييع شد.

هم اكنون جنازه وي برای روشن شدن علت دقیق مرگ در اختيار شورای انتظامی پزشکی قانونی کشور قرار گرفته است. لازم به يادآوري است، محسن روح‌الامینی نجف‌آبادی یکی از کشته‌شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دوره دهم است. وی پس از دستگیری در ۱۸ تیر، به بازداشت‌گاه کهریزک منتقل شد. او، چند روز بعد، در مسیر انتقال به زندان اوین به دلیل شرایط بد جسمانی ناشی از استرس‌های فیزیکی، شرایط بد نگه‌داری، ضربات متعدد و نیز اصابت جسم سخت به بیمارستان منتقل شده و جان سپرد.

روح‌الامینی که دانشجوی رشتهٔ کامپیوتر دانشگاه تهران بود در تجمع روز ۱۸ تیر ۱۳۸۸ دستگیر و به بازداشت‌گاه کهریزک منتقل شد و در ۱ مرداد جنازه‌اش به خانواده‌اش تحویل داده شد. وی فرزند عبدالحسین روح‌الامينی دبیرکل حزب عدالت و توسعه و از اساتید دانشگاه علوم پزشکی تهران، مشاور وزیر بهداشت و رئیس انستيتو پاستور بود که پیش‌تر نیز عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و مشاور انتخاباتی محسن رضایی بود.



جان مادرت رسیدگی نکن, یه سرباز دیگه خودکشی میکنه ها !

به پیر به پیغمبر ما فهمیدیم این نظام بامزه است, با ده انگشت هم امضا میکنیم که بامزه است لازم نیست هر روز یک فیروزآبادی و سه عدد لاریجانی و نیم وجب حداد عادل نمک بریزند. اگر هم کسی هست که هنوز نفهمیده این نظام بامزه است مراتب را به تپه های فتح شده پاستور گزارش دهد تا خوب شیرفهم شود.

عجب گیری کردیم! اصلا ما بخواهیم کسی به هیچ چیز رسیدگی نکند باید چه کسی را ببینیم؟ آن رهبر فرزانه شان که با آن همه قتل و غارت و نیرنگ و ریا باعث شد هر چه فرزانه در ایران داشتیم به پروانه تغییر نام دهد, بعد از آنکه ایران را تبدیل به قصابخانه قصابانش کرد طوری گفت کهریزک غیر استاندارد است و عوامل مجازات می شوند که ما گفتیم طرف خدای اصلاح طلبی از آب درآمد و الان با دست خودش ریشه همه آن عواملی که دور خود جمع کرده است را از بیخ و بن میکند! نگو اصلا جریان عوامل نداشت و عامل داشت, عاملش هم یک پزشک سرباز وظیفه بود که آن هم خودکشی شد رفت پی کارش. خب آخه فرزانه جان رسیدگی نمی کردی حداقل یک ایرانی کشته شده کمتر جرم تو هم سبکتر, این دیگه چه فرزانه کاری بود که کردی !؟

محمودشان هم طوری به محض ویزای نیویورک گرفتن هواپیمای بیچاره را تا دینش آدم ناحسابی بار زد که ما گفتیم توپش پر است, ایندفعه دیگر استعفایش را از نیویورک میخواند. لری کینگ بعنوان مصاحبه گر از او می پرسید: آقا جان ندا رو کشتی چه حرفی برای پدر و مادرش داری؟

محمود شروع کرد بحث فیلمسازی و یه دوربین از پشت و یه دوربین از جلو.

لری کینگ میگفت: دوتا دوربین نبوده و خیلی موبایل بوده اونموقع همه فیلمبرداری میکردند.

محمود: باشه, شما با دوربین آشنا نیستید من هم آشنا هستم هم خودم استاد دانشگاهم, دوتا دوربین بود یکی از پشت یکی از جلو.

لری کینگ: از قاتلش هم فیلمبرداری کردن, میخوای سی دیش رو بدم؟

محمود: ها؟ آره دوتا دوربین بود یکی از پشت یکی از جلو. توی ونزوئلا هم دوتا دوربین بود آمریکا کشتش.

لری کینگ: اسم قاتلش آمریکا نبود , عباس کارگر جاوید بود, ماشینش هم پرایده, عکس کارت شناسائی و آدرس و شماره تلفنشو هم بخوای میتونم لینکشو بدم ها.

محمود: من از شما سئوال میکنم, دوتا دوربین بود یکی از جلو یکی از پشت, درست مثل ونزوئلا پس آمریکا کشته.

آخرش هم فراموش میکنن چی گفتن و ده بیستا خواهر نینجا قاتل ندا رو از انگلیس طلب میکنن. فارس نیوز هم که ماشاءالله نینجا نمیبینه بانوان تهرانی میبینه.

حالا دو عدد لاریجانی فهمیدن به نوامیس مردم در قیامدشت تجاوز شده و برای حفظ آرامش روانی جامعه لازم است بجای برخورد با برادران متجاوز چند نفر در کردستان و بلوچستان و نشد همین پایین شهر تهران دستگیر و به اعدام محکوم شوند. جامعه هم به نوبه خود اعلام کرد برای حفظ آرامش روانیش لاریجانی ها حرف نزنند.

۱۳۸۸ آبان ۲۴, یکشنبه

۱۳۸۸ آبان ۱۹, سه‌شنبه

خطر اعدام زندانی سیاسی(احسان فتاحیان)به خاطر نپذیرفتن اعترافات تلویزیونی(روز چهار شنبه)

احسان فتاحیان، زندانی سیاسی 28 ساله، روز چهار شنبه در سنندج اعدام می‌شود.

سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان و خانواده فتاحیان در نامه‌های سرگشاده‌ای خطاب به رئیس قوه قضائیه، خواهان توقف اجرای حکم شده‌اند.

احسان فتاحیان به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" در دادگاه بدوی به ده سال زندان در تبعید محکوم شده بود، اما در دادگاه تجدید نظر اتهام "محاربه" هم به پرونده اش اضافه شد و حکم اعدام اش صادر گشت.

سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان در نامه اش خطاب به رئیس قوه قضائیه، خواهان توقف اجرای حکم اعدام از سوی این "بالاترین مقام قضائی کشور" شد.

در نامه خانواده فتاحیان به رئیس قوه قضائیه، از جمله آمده است که در فاصله دو دادگاه، اداره اطلاعات سنندج متن دیکته شده ای را برای اعترافات تلویزیونی در مقابل احسان می گذارد و با رد این خواست از سوی احسان، اداره مزبور از دادگاه تجدید نظر خواهان صدور حکم اعدام وی می شود.

خانواده فتاحیان در نامه یاد آور شده است که حتی یک نگاه اجمالی رئیس قوه قضائیه به پرونده فرزندشان، سرنوشت وی و خانواده اش را تغییر خواهد داد.

24 ساعت مانده تا اعدام

سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۸
پدر احسان فتاحیان:

درحالی که مقامات قوه قضاییه اعلام کرده اند احسان فتاحی، فعال کرد روز چهار شنبه صبح اعدام خواهد شد پدر وی در مصاحبه با روز خبر داد که تلاش های وی برای نجات پسرش از چنگال مرگ به هیچ نتیجه ای نرسیده است.

پدر فتاحیان گفت: "من از طریق وکیل پسرم باخبر شدم. گفته اند که چهارشنبه حکم اجرا می شود. این موضوعی است که روی کاغذ اعلام شده است. حکم اولیه ده سال زندان وتبعید بود. بعد در دادگاه تجدید نظر به اعدام تبدییل شد. ما اعتراض داریم که چرا حکم به اعدام تبدیل شده است. در حکم آمده است که پسرم درگیری مسلحانه داشته ؛ موضوعی که پسرم رد کرده، وکیل هم به حکم اعتراض کرده اما نتیجه ای نداشته است. به نظرم جرمی که می گویند واقع شده مجازاتش اعدام نیست. این مجازات بسیار سنگین است. ما به حکم اعتراض داریم. "

وی درخصوص تماس تلفنی با پسرش در زندان نیز اظهار داشت: "طی ماه های اخیر وی ممنوع الملاقات بود، اما تلفنی تماس می گرفت. زنگ می زدند. خودش خیلی ناراحت بود. وی دوسه روزی است که اعتصاب غذای خشک کرده. پیگیری های ما هم متاسفانه نتیجه نداد چون کسی از مسوولین جواب درست وحسابی نداد. "

نامه فتاحیان

احسان در نامه ای که روز ۱۷ آبان از زندان به بیرون فرستاده و در وب سایت مجموعه فعالان حقوق بشر منتشر شده است با شرح ماوقع زندانی شدنش، حکم اعدام خود را نتیجه سیاسی بودن دادگاه و نفوذ محافل غیرقضایی بر پرونده خود خوانده و نوشته که برای اعتراف به انجام اقدام مسلحانه تحت فشار برای اعتراف گیری بوده است.

دربخشی ازاین نامه که قبل از تایید حکم اعدامش منتشر شده آمده است: "پس از دستگیری در شهر کامیاران به تاریخ 29/4/87 و پس از چند ساعت مهمان بودن در اداره ی اطلاعات آن شهر، در حالی که دستبند و چشم بندی قطور حرکت و دیدن را برایم ممنوع نموده بود، فردی که خود را معاون دادستان معرفی میکرد شروع به طرح یک سری پرسش بی ربط و مملو از اتهامات واهی نمود[لازم به ذکر است که هرگونه بازپرسی قضایی در محیطی غیر از محیط دادسرا و دادگاه طبق قانون مطلقا ممنوع است]. بدین ترتیب اولین دور بازجویی های عدیده ام کلید خورد. همان شب به اداره ی اطلاعات استان کوردستان در شهر سنندج منتقل شدم و سور واقعی را آنجا تجربه نمودم : سلولی کثیف با دستشویی نامطبوع و پتوهایی که احتمالا ده ها سال از ملاقاتشان با آب و پاکیزگی میگذشت!"

فتاحیان در توضیح شرایط زندان آورده است: "از آن به بعد شب و روز دالان پایینی و اتاق های بازجویی با چاشنی کتک و شکنجه ی طاقت فرسا، به تسلسلی پایان ناپذیر و سه ماهه تبدیل شد. بازجویان محترم در جهت ارتقای منزلت شغلی خویش و در سودای چند پشیزی ناچیز و بی ارزش، در این سه ماه به طرح اتهاماتی عجیب و غریب میپرداختند که خود بهتر از هرکس به کذب بودن آنها ایمان داشتند.... تنها موارد اثباتی عضویت در کومله و تبلیغ علیه نظام بود که بهترین گواه در یگانه بودن اتهامات رای دادگاه بدوی است، شعبه ی اول دادگاه انقلاب اسلامی سنندج حکم به 10 سال حبس توام با تبعید به زندان رامهرمز داد. ساختار اداری و سیاسی ایران همیشه دچار آفت تمرکز گرایی بوده است اما در این یکی نمونه که به ظاهر قصد تمرکز زدایی از امر قضا را داشتند. به تازگی اختیار و صلاحیت تجدید نظر در احکام متهمین سیاسی را در بالاترین سطح ـ حتی اعدام ـ از دیوان عالی گرفته و به محاکم تجدید نظر استان سپرده اند، با اعتراض دادستان کامیاران به حکم بدوی و در نهایت تعجب و برخلاف قوانین موضوعه و داخلی خود ایران، شعبه ی چهارم دادگاه تجدید نظر استان کوردستان حکم 10 سال زندان را به اعدام تبدیل نمود."

فشار برای مصاحبه تلویزیونی

وی در توضیح غیرقانونی بودن حکم خود آورده است: " بر پایه ی ماده 258 قانون آیین دادرسی کیفری محاکم تجدید نظر تنها در صورتی مجاز به تشدید حکم بدوی میباشند که حکم صادره از حداقل مجازات مقرر در قانون کمتر باشد. بر طبق کیفر خواست دادستانی مجازات اتهام وارده ـ یعنی محاربه ـ [دشمنی با خدا] حداقل حکم در این مورد یک سال است حال خود فاصله ی 10 سال توام با تبعید را با این حداقل مقایسه کنیدتا پی به غیر قانونی،غیر حقوقی و سیاسی بودن حکم اعدام ببرید."

فتاحیان همچنین اظهار داشته که درزندان برای اعترافات اجباری تحت فشاربوده است: "البته ناگفته نماند که مدتی کوتاه پیش از تبدیل حکم، مجددا از زندان مرکزی سنندج به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل و در آنجا از من خواسته شد طی یک مصاحبه ویدیوئی به اعمالی ناکرده اقرار و کلمات و جملاتی در رد افکار خویش برزبان آورم. علی رغم فشارها ی شدید، من حاضر به قبول خواسته نامشروع آنان نشدم و آنها نیز صراحتا گفتند حکمم را به اعدام تبدیل خواهند نمود، که خیلی زود به عهد خویش وفا کردند و سرسپردگی دادگاه را به مراجع امنیتی و غیر قضایی اثبات نمودند. پس آیا انسان می تواند بر آنان خرده ای بگیرد؟"


تنها یک روز فرصت داریم احسان را نجات دهیم!

اقدامات گسترده بین المللی برای نجات احسان فتاحیان:
کنفرانس انتقادی به اسلام در آلمان با صدور یک بیانیه از دولت آلمان خواست فورا برای لغو حکم اعدام احسان فتاحیان به اقداماتی دست بزند. جامعه بین المللی حقوق بشر در آلمان به این حکم اعتراض کرد ومینا احدی از طرف کمیته بین المللی علیه اعدام باارسال نامه به دهها نهاد مدافع حقوق انسانی و همچنین با تماس با نمایندگان پارلمان اروپا و شورای حقوق بشر سازمان ملل از آنها خواست فورا اقدام کنند. سازمان بین المللی اومانیستها ونهادهای متعدد مدافع حقوق انسانی در جریان این حکم قرار گرفته و مجموعه اقداماتی برای نجات احسان در دنیا در جریان است. در فیس بوک و تویتر٬ متن نامه اعتراضی به این حکم از طرف تعداد زیادی امضا میشود و خبر در سایتهای متعدد خبری و اینترنتی به زبانهای فارسی و کردی و انگلیسی و آلمانی و .. وسیعا توزیع شده است. هم اکنون خبر رسید که خانواده احسان با ارسال یک نامه به مقامات حکومت اسلامی و رئیس قوه قضاییه حکومت از آنها خواسته اند٬ برای توقف حکم اعدام احسان اقدام کنند.
در بخشی از این نامه آمده است:
خبرهای مندرج در سایتهای اینترنتی و شبکه های ماهواره ای به نقل از وکیل فرزند ما احسان فتاحیان زندانی سیاسی محکوم به اعدام حکایت از آن دارد که مقرر شده است حکم اعدام وی روز چهارشنبه ۲۰ آبان ماه اجرا شود. با نگاهی گذرا به روند رسیدگی به پرونده ی احسان، بر شما آشکار خواهد شد که در حق فرزند ما جفا شده حکم صادره بیشتر توجیه سیاسی دارد تا حقوقی
کمیته بین المللی علیه اعدام از همگان دعوت میکند که در چهل و هشت ساعت باقی مانده بهر طریق ممکن کمک کنند احسان را نجات دهیم. ما نباید اجازه دهیم احسان فتاحیان را به اتهام " ارتداد" اعدام کنند. این یک جنایت آشکار و بیشرمانه از طرف حکومت اسلامی است. اگر احسان را اعدام کنند٬ زمینه برای اجرای حکم اعدام تعداد زیادی از فعالین سیاسی محکوم به اعدام در زندان سنندج و در همه جای ایران فراهم میشود. باید دنیا را بر علیه این جنایت حکومت اسلامی به حرکت در آورد. بپا خیزید و به این حکم ددمنشانه اعتراض کنید.
احسان فتاحیان را جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است٬ که نیمه شب چهارشنبه در زندان مرکزی سنندج اعدام خواهد کرد. این یک مسئله بسیار مهم است و باید فورا برای جلوگیری از این فاجعه اقدامات متعددی انجام داد.ما از همه سازمانهای اپوزیسیون٬ از نهادهای مخالف اعدام و از انساندوستان در دنیا درخواست داریم٬ به هر طریق ممکن به این حکم اعتراض کنند.

۱۳۸۸ آبان ۱۴, پنجشنبه

برخی از شعارهای امروز که خط نظام را رد کرد

دانشجویان با شعارهایشان مشخصاً از مرز نظام گذشتند و تندترین شعارها را علیه رهبری دادند. این میتواند نقطه عطفی در جنبش باشد.
«ای رهبر آزاده، خمینی چشم براته»، «معاویه حیا کن، سلطنت رو رها کن»، «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، «نه هاشمی نه احمدی، لعنت به بیت رهبری»، «رهبر ما جوعلقه، ولایتش معلقه»، «ننگ ما، ننگ ما، رهبر الدنگ ما»، «محمود جنایت میکنه رهبر حمایت میکنه»، «شعار ملت ما، دین از سیاست جدا»، «رهبری، رهبری، ننگ به نیرنگ تو، خون جوانان ما میچکه از چنگ تو»، «سید علی پینوشه، ایران شیلی نمیشه» و ....

برخی از شعارها چنین بود:
«پول نفت گم شده، خرج بسیجی شده»، «حسین حسین شعارشه، تجاوز افتخارشه»، «سفارت روسیه، لانه جاسوسیه»، «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران»، «جنتی لعنتی، تو دشمن ملتی»، «بسیجی حیا کن، مفت خوری رو رها کن»، «بسیجی واقعی، همت بود و باکری»، «ستاره دانشجو، مدال افتخاره»، «دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد» و شعارهایی نیز در حمایت از موسوی، کروبی، خاتمی، صانعی و منتظری داده شد....
دانشجویان جلوی پای ماموران یگان ویژه و فیلمبرداران پول خرد و اسکناس ریختند :
ANDAKHTANE_POOL.JPG

در بیرون از دانشگاه عده ای از لباس شخصی ها از دانشجویان فیلمبرداری میکردند. حتی در ساختمان روبروی دانشگاه یک دوربین حرفه ای نسب کرده بودند و فیلم گرفتند. دانشجویان در جواب شعارهایی دادند مانند «مزدور چقدر گرفتی، دوربین رو دست گرفتی» و ...

حدود ساعت 2، دو عدد اتوبوس آمد و جلوی دانشگاه طوری پارک کرد که دید مردم از دانشگاه کور شود. هر چند که صدا هنوز به گوش مردم میرسید

PARKKARDANEUTOBOOS1.JPG

تصاويری از لباس شخصی ها

۱۳۸۸ آبان ۱۲, سه‌شنبه

جديدترين نمونه اسكناس سبز( نهایت خلاقیت)




روزنامه سرمایه لغو امتیاز شد




روزنامه سرمايه

۱۳۸۸/۰۸/۱۱

روزنامه سرمايه بر اساس تصميم هيات نظارت بر مطبوعات در جلسه مورخ يازدهم آبان لغو امتياز شد.

به گزارش خبرگزاری کار؛ ايلنا ، هيات نظارت بر مطبوعات امتياز روزنامه سرمايه را به استناد تبصره ۱۳ ماده۱۱ قانون مطبوعات لغو کرد. علت لغو امتياز اين روزنامه تخلفات مکرر از مفاد ماده ۹ قانون مطبوعات اعلام شده است.

در گزارش روابط عمومی معاونت امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی آمده است؛ روزنامه سرمايه علاوه بر تخلفات فوق الذکر خارج از زمينه مصوب (به عنوان نشريه ای تخصصی با زمينه علوم انسانی و روش آموزشی و پژوهشی) منتشر می شد و مشخصات شکلی مندرج در پروانه انتشار از جمله قطع و روش نشريه را نيز بدون اخذ مجوز لازم و تاييد هيات نظارت بر مطبوعات تغيير داده بود.


روزنامه سرمايه به صاحب امتيازی و مدير مسئولی حسين عبده تبريزی منتشر می شده است.

به گزارش گزارشگران بدون مرز؛ مدیر مسئول این روزنامه در گفت و گو با سایت «خبرنگاران ایران» با تایید خبر لغو امتیاز «سرمایه» گفت:« طبق معمول چند سال اخیر ما خبر لغو امتیاز روزنامه خود را در خبرگزاری فارس دیدیم و تا این لحظه هنوز هیچ گونه ابلاغ رسمی ای مبنی بر لغو امتیاز روزنامه به ما نشده است.»

در گزارش سالانه سازمان گزارشگران بدون مرز، ايران از نظر ميزان آزادی مطبوعات در ميان ۱۷۵ کشور جهان در رده ۱۷۲ قرار گرفته است.

در اين گزارش با اشاره به انتخابات رياست جمهوری در ايران و اعلام نام محمود احمدی نژاد به نام فرد پيروز در اين انتخابات به تاثير اين رويداد در وخيم تر شدن اوضاع برای روزنامه نگاران ايران پرداخته شده و آمده است: «بازداشت گروهی روزنامه نگاران در پی سرکوب اعتراض های گسترده نسبت به تقلب و تخلف در انتخابات رياست جمهوری ايران از جمله دلايل اين وخامت است. روزنامه نگاران بازداشت شده مجبور به اعتراف های اجباری شده و در دادگاه های استالينی محاکمه شدند.»


استقبال دانشجویان از صفار هرندی با لنگه کفش!


بدون شرح:


هر "سبز"ی "جنبش سبز" نیست


هر "سبز"ی "جنبش سبز" نیست

مرتضي كاظميان
mortezakazemian(at)yahoo.com

تشکلی با عنوان "جنبش سبز علوی" که اسامی موسسان آن مشخص نیست، دیروز (10 آبان 88) با انتشار بیانیه‌ای اعلام موجودیت کرد. در این روزهای سخت و ویژه‌ی ایران، رویداد ذکر شده یکی از جالب توجه‌ترین و البته بهترین نمونه‌ها برای آشکار شدن عمق و میزان هراس تمامیت‌خواهان از جنبش اعتراضی مردم ایران است که خود را با رنگ سبز بازمی‌نمایاند.

خبر آغاز به فعالیت این تشکل را قریب به اتفاق سایت‌ها و خبرگزاری‌های وابسته به اقتدارگرایان و همسو با مخالفان دموکراسی، منتشر کردند. ایرنا، خبرگزاری دولتی و رسمی جمهوری اسلامی نیز متن کامل بیانیه‌ی این تشکل را بر روی خروجی خود گذاشت و نشر داد.

در بیانیه‌ی این تشکل، تاکید شده است که چون "رنگ مکتبی و سبز علوی به مصادره‌ی دغل‌بازان و سیاست‌پیشگان مرتبط با اجانب درآمده"، از اینرو این تشکل می‌کوشد "رنگ مقدس سبز را به مامن خویش بازگرداند". تشکل مزبور همچنین از مردم ایران خواسته است: "گامی تاریخی در جهت اثبات ولایت‌مداری و علوی‌محوری خویش بردارند" و از هر امکان و شرایط و موقعیتی برای انتشار رنگ سبز علوی، از منظر "حفظ سیادت و قداست رنگ سبز" بهره جویند (متن کامل بیانیه‌ی قابل تامل این تشکل، در پی‌نوشت، انتهای یادداشت آمده است).

آشکار است که متن کاربردی و کاملا عملیاتی این تشکل، و نیز انتشار گسترده‌ی آن در سایت‌ها و خبرگزاری‌های وابسته به تمامیت‌خواهان، کار چند جوان علاقمند به "رنگ مقدس سبز" یا یک جمع خودجوش مردمی (آن‌گونه که در ادبیات تخصصی، "سازمان‌های مردم نهاد» توصیف می‌شوند) نیست. چنین اقدام و پروژه‌ای باید "تایید"های لازم را دریافت کرده باشد، و آنگاه چنین اقدامی را کلید زده باشد. پس، دیر و دور نیست که شاهد استفاده‌ی گسترده و چشمگیر محافل و مجامع "راست" از رنگ سبز باشیم.

اما آیا مشکل اقتدارگرایان رنگ سبز است؟ پاسخ بی‌شک منفی است. دشمنان دموکراسی، آب در هاون می‌کوبند و به روندی که برای ایشان حکم "باخت ـ باخت" را دارد، ادامه می‌دهند. اقتدارگرایان به‌جای حل مسئله و تامل در علل ساختاری و بنیادین اعتراض‌های موجود و تلاش برای ارائه‌ی پاسخ‌ قانع‌کننده و منطقی به آن، می‌کوشند صورت مسئله را پاک نمایند یا پاسخ‌های خوشآیند خویش ارائه کنند، و از همین زاویه، چنین اقداماتی را در دستور کار قرار داده‌اند. سرکوب و بازداشت و تهدید و ارعاب و توقیف و... و اینک، بدل‌سازی برای جنبش سبز!

مخدوش ساختن ظاهری صفوف و علامت‌ها در ظاهر، شاید عکاسان و تصویربرداران و ناظران بیرونی را در تفکیک معترضان از "خودی‌های حکومت" دچار مشکل کند، اما آیا درمان درد تمامیت‌خواهان (اعتراض و پرسش محسوس و واقعی بخش قابل توجهی از مردم ایران) است؟ گیریم که از این پس و در راهپیمایی‌ها و مناسبت‌های پیش رو، نتوان جمعیت حاضر در خیابان‌ها یا دیگر اماکن را در ظاهر، تفکیک و تحلیل کرد؛ ولی آیا ماهیت و دلیل و کیفیت حضور ایشان را نیز می‌توان درهم‌آمیخت؟ صدای معترضان و شعار ایشان را چگونه می‌توان مخدوش ساخت؟

اعلام موجودیت "جنبش سبز علوی" پیشنهاد و اقدام هر کسی (حقیقی یا حقوقی) بوده، بی‌شک پیآمدها و نتایج وارونه‌ای برای طراح و همفکرانش خواهد داشت؛ به‌عنوان نمونه، دیگر استفاده کردن از نماد سبز، واجد هیچ واکنش تند و احیانا تهدیدی نخواهد شد، و اگر تا دیروز برخی شهروندان بنا به ملاحظاتی از رنگ سبز به‌مثابه‌ی نمادی سود نمی‌جستند، اینک با داشتن "محمل" دراختیار گذاشته شده، "سبزمتر جلوه می‌کنند. بدیهی به‌نظر می‌رسد که در جغرافیای زمان و مکان امروز ایران، افکار عمومی به اندازه‌ی لازم، برای رنگ سبز، تعریف و معنا قائل است که با چنین اقداماتی (تلاش برای تحریف یک موضوع یا بدل‌سازی برای یک واقعیت) مخدوش نشود.

کدام ساده‌انگاری باور می‌کند که افکار عمومی مردم ایران برای رنگ سبز استفاده شده توسط فلان نهاد شبه‌نظامی با رنگ سبز ریخته شده بر روی فلان تابلوی راهنمایی و رانندگی یا شهری، تمایز و تفاوتی قائل نشود؟ علامت V (نشانه‌ی پیروزی) حک شده با رنگ سبز روی در و دیوار و گوشه و کنار این شهر و آن شهر، سبز است، اما آیا این سبز، از رنگ سبز پیشانی‌بندها و پرچم‌ها و تراکت‌های همراهان و همگامان حکومت، قابل تفکیک نیست؟ انصاف می‌باید که آنچه در ایران امروز به‌وقوع می‌پیوندد، بیش از پیش، شگفت‌انگیز می‌نماید. چنین پیشنهاد و اقدامی (تاسیس جنبش سبز علوی، و ایجاد موج جدیدی از پراکندن رنگ سبز در کشور) کدام گوشه از "گره" ایجاد شده در کار فروبسته‌ی اقتدارگرایان را می‌گشاید؟

همین چند سال پیش (حدود یک دهه قبل) بود که در اوج اقبال جامعه به نیروهای ملی ـ مذهبی و به‌طور مشخص، شخص مهندس عزت‌الله سحابی و نشریه‌ای که ایشان مدیرمسئول‌اش بود (ایران فردا) ناگهان جمعیتی با عنوان «ایران فردا» اعلام موجودیت کرد! آیا جمعیت مزبور (که گویا هنوز فعال است) "جای" مهندس سحابی و همفکران‌اش را گرفت؟ آیا اقبال به ملی ـ مذهبی‌ها با تاسیس "جمعیت ایران فردا" دچار لطمه شد؟ آیا علاقه‌مندان به تفکر ملی ـ مذهبی، آن‌قدر ساده و خام و ناآگاه بودند که جذب دکان جدیدالتاسیس شوند و بانیان اصلی و حقیقی را به‌کنار نهند؟ چقدر باید ساده‌انگار بود که پاسخی جز منفی به این پرسش‌ها (و سئوال‌هایی از این دست) داد؟...

جنبش سبز امروز ایران، اصیل‌تر و مردمی‌تر و فراگیرتر از آن است که با بازداشت چند فعال سیاسی یا روزنامه‌نگار یا سرکوب‌های گاه و بی‌گاه و تهدید و ارعاب و خشونت، و نیز با بدل‌سازی و تحریف حقیقت و "هو و جنجال"، محو و خاموش و ساکت و ساکن شود. جنبش اعتراضی سبزرنگ مردم ایران را یکایک شهروندان پیگیر حقوق اساسی خویش، بازتولید می‌کنند و زنده نگاه می‌دارند. جنبش مدنی سبز رنگ ایرانیان هرچند در ظاهر، مخدوش یا بی‌صدا و بی‌رنگ شود، خود را جا به جا در متن و بطن جامعه، و به اشکال گوناگون بازتولید و متبلور خواهد ساخت. آن چند صد دانش‌آموزی که همین چند روز پیش در یک انتخابات معمولی (شوراهای دانش‌آموزی) در مدرسه‌ای در شرق کشور، ناگهان به «میرحسین موسوی» رای دادند را چگونه می‌توان خاموش و منفعل کرد؟

تشکل مورد اشاره (جنبش سبز علوی) آیاتی بس مهم و پرمعنا از قرآن کریم را در صدر بیانیه‌ی اعلام موجودیت خود درج کرده است؛ آیاتی که بیش از هر سخنی و پیش از هر تفکر و اقدامی، متوجه همین دست رویکردها و این قبیل اقدامات (بدل‌سازی و تحریف حقیقت توسط اقتدارگرایان) است؛ آیاتی که این یادداشت بی‌اشاره به آن، ناتمام می‌نماید: "الم ترکیف ضرب الله مثلاً کلمة طیبه کشجرة طیبه اصلها ثابت و فرعها فی‌السماء توتی اکلها کل حین باذن ربها و یضرب‌الله الامثال للناس لعلهم یتذکرون و مثل کلمة خبیثه کشجرة خبیثة اجتثت من فوق الارض مالها من قرار یثبت‌الله الذین امنوا بالقول الثابت فی الحیوه الدنیا و فی‌الاخره و یضل‌الله الظالمین و یفعل‌الله ما یشاء‌."

"یا ندیدی خدا چگونه مثل زده: سخن پاک مانند درختی پاک است که ریشه‌اش استوار و شاخه‌اش در آسمان است، و هر دم به اذن پروردگارش میوه می‌دهد. و خدا برای مردم مثل‌هایی می‌زند، شاید که آنان پند گیرند. و مثل سخن ناپاک، چون درختی ناپاک است که از روی زمین کنده شده و قراری ندارد. خدا کسانی را که ایمان آورده‌اند، در زندگی دنیا و آخرت با سخن خود استوار می‌گرداند، و ستمگران را بی‌راه می‌گذارد، و خدا هرچه بخواهد انجام می‌دهد." (سوره ابراهیم، آیات 24 تا 27)

این "جنبش سبز علوی" نیز گرهی از کار فروبسته‌ی تمامیت‌خواهان نخواهد گشود، چرا که هر «سبز»ی، «جنبش سبز» نیست.



پی‌نوشت:

متن کامل اطلاعیه منتشر شده از سوی "جنبش سبز علوی " به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

"الم ترکیف ضرب الله مثلاً کلمة طیبه کشجرة طیبه اصلها ثابت و فرعها فی‌السماء توتی اکلها کل حین باذن ربها و یضرب‌الله الامثال للناس لعلهم یتذکرون و مثل کلمة خبیثه کشجرة خبیثة اجتثت من فوق الارض مالها من قرار یثبت‌الله الذین امنوا بالقول الثابت فی الحیوه الدنیا و فی‌الاخره و یضل‌الله الظالمین و یفعل‌الله ما یشاء‌"

سوره مبارکه ابراهیم، آیات 27-24

مردم متدین علوی و فاطمی ایران اسلامی

دل و جان سرزمین ولایت مدار ایران اسلامی، قرن‌های متمادی است که به نور ایمان و دلدادگی به مکتب سبز علوی و سرخ حسینی روشن و منور است. افتخار ایرانیان غیور و با شرف، پذیرایی جانانه از آیین جاودانه و راهگشای اسلام عزیز و آغوش گشودن صمیمانه به معرفت ناب و بی‌پیرایه ولایت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام بوده است. چنانچه جای جای این خطه نورانی و سبز، مزین به قدوم فرزندان و سلاله پاک نبوی و علوی بوده و پناهگاه جاودانه سادات و فرزندان منزه و آراسته علوی و فاطمی بوده است.

در طول این سالیان مملو از شور و دلدادگی، رنگ غیرت آفرین، دشمن ستیز و مظلوم نواز "سبز " به عنوان نمادی از مکتب پرتوافکن تشیع و شاخصی در تکریم و تعظیم مکتب آزاده پرور حضرت علی بن ابیطالب علیه و علی ابناءه المعصومین افضل صلوات المصلین در میان مردم مشهور بوده است.

هنوز پیشگامی روحانیت و سادات جلیل القدر شیعه علوی در روند پیروزی و راهبری انقلاب شکوهمند اسلامی از اذهان محو نشده است. اقتدای مردم ولایت مدار ایران به زعامت مرجع عالیقدر و ولی فقیه زمان حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (قدس الله نفسه الزکیه) و تبعیت بی‌پیرایه آنان از سید و سلاله پاک زهرای مرضیه، فرزانه دوران، حکیم صبور و فقیه بصیر زمان مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای (ادام الله ظله العالی) نمونه‌ای از پیشتازی سبز علوی و ولایت مداری سادات علوی میان امت و امام در سه دهه اخیر بوده است.

چنانچه آذین بستن پیشانی رزمندگان علوی به سربندهای سبز "یا زهرا "، "یا حسین شهید "، "یاعلی‌بن ابیطالب "، " یا قمر بنی هاشم " در دوران دفاع مقدس ملت ایران و عطر دل‌انگیز پارچه‌های متبرک سبز ضریح علی بن موسی الرضا (ع) در سجاده‌های عبادت زلال بندگان خالص پروردگار، خود حکایت ازدر هم آمیختگی رنگ و محتوای سبز در سلوک معرفتی غیور مردان این سرزمین دارد.

امت علوی و ولایی ایران

همانگونه که مستحضرید چندی است به مدد برخی فعالیت‌های سیاسی و حزبی خاص که مع‌الاسف مورد تعرض و بهره‌برداری دشمنان این مرز و بوم علوی و مهدوی نیز قرار گرفته است، رنگ مکتبی و سبز علوی به مصادره دغل بازان و سیاست پیشگان مرتبط با اجانب درآمده است.

متاسفانه دشمنان در شبیخونی نیرنگ آمیز با هتک حرمت این نماد دینی و فرهنگی، ‌به محتوای آن نیز جسارت روا داشته اند. برخی نیز با سوء استفاده‌ از این رنگ و نماد متعلق به سادات و روحانیت به بهانه بازی‌های سیاسی، تقدس آن را نشانه گرفته و حرمت آن را با مصادره به مطلوب و انحصاری ساختن آن در فعالیت‌های خویش لکه‌دار ساخته‌اند.

از این رو است که حرکت مکتبی و مردمی "جنبش سبز علوی " در خیزشی عمومی و فراگیر علیه انحصاری ساختن این رنگ با مسمای ناب علوی و حفظ سیادت و قداست رنگ سبز اعلام موجودیت کرده و در اولین بیانیه خویش با تبریک حلول ایام فرخنده میلاد سبز امام رئوف و عطوف، حضرت علی بن موسی‌الرضا علیه آلاف التحیه و الثناء از عموم ملت ولایی و آسمانی ایران عزیز دعوت می‌نماید که به مناسبت در پیش بودن ایام مبارک عید سعید امامت و ولایت، عید الله الاکبر، روز اکمال دین و اتمام نعمت و انتصاب شریف حضرت مولی ‌الموحدین امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه الصلاة و السلام به ولایت مطلقه الهی و عید سادات وفرزندان جلیل القدر امام علی بن ابیطالب (ع) با ترویج و استفاده از این نماد متبرک، رنگ مقدس "سبز " را به مامن خویش بازگردانده و گامی تاریخی در جهت اثبات ولایت مداری و علوی محوری خویش بردارند.

در این زمینه ستاد "جنبش سبز علوی " از عموم امت ایران می‌خواهد که:

1. جنبش سبز علوی " که متشکل از سادات، معتقدین و دل سوختگان مکتب تعالی بخش تشیع ناب علوی است از عموم محبین و معتقدین به ولایت امیرالمومنین امام علی بن ابیطالب علیه الاسلام می‌خواهد که با تمسک به "قبة الخضراء " و گنبد سبز نبوی صلی الله علیه و آله و سلم از این پس و بخصوص در مراسم مذهبی در پیش رو همچون عیدین سعیدین قربان و غدیر خم و نیز محرم و صفر سالار شهیدان کربلا حضرت ابی‌عبدالله الحسین علیه‌ السلام با تظاهر و بر تن کردن لباس‌ها، شال‌ها و پرچم‌‌های مزین به این نماد مقدس سبز در مجامع عمومی و مذهبی همچون مساجد، تکایا، حسینیه‌ها، مدارس، ‌دانشگاه‌ها، خیابانها، حوزه‌های علمیه، مجامع کارگری و کشاورزی، صنعتی و تجاری، بازار، جشن‌ها و میهمانی‌ها و محیط فعالیت‌ ورزشی، پژوهشی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، محیط کار و کسب رزق حلال و... حاضر شده و اوج دلدادگی و صفای خویش، ولایت مداری، فراگیری و دلبستگی به مکتب سبز علوی خویش را به نمایش گذارند.

2. از عموم هم میهنان عزیز درخواست داریم که در ایام متبرک پیش رو بخصوص عید بزرگ سادات علوی - عید غدیر خم - با آویختن پرچم سبز رنگ و مزین به نام مطهر ائمه طاهرین علیهم السلام بر سر در منازل، مغازه‌‌ها و محیط‌‌های در اختیار خود، افتخار خویش در زنده نگاه داشتن نمادهای مذهبی و محترم و نیز اعتراض خود به سوء استفاده ازنمادهای دینی و مکتبی در بازی‌های سیاسی و حزبی را اعلام نمایند.

3. استفاده گسترده از رنگ سبز می‌تواند در قالب‌های گوناگون همچون چراغانی با نور افشان‌های سبز، نصب تابلوها و تراکت‌های مزین به این رنگ و عکس گنبد مطهر پیامبر اعظم (ص) و ائمه‌ هدی علیهم السلام در تمامی نقاط شهرها، روستاها و حتی محیط‌های تفریحی سالم صورت گیرد.

4. همچنین به رسم احترام و ادب و تعظیم این ایام بزرگ، سادات جلیل القدر علوی می‌توانند هدیه‌هایی شامل شال و سربند سبز و یا سایر اقلام سبز رنگ به میهمانان عالیقدر خویش اهدا نمایند.

5. ستاد "جنبش سبز علوی " از تمامی دل‌ سوختگان و پیروان و رهروان مکتب امیر‌المومنین (ع) درخواست می‌نماید که برای ثبت این حرکت مردمی و فراگیر با صرف بخشی از دارایی خود در خرید اقلام تبلیغاتی سبز رنگ در جمع محبین اهلیت علیهم السلام در هر هیئت، مجلس و مراسم در روستاها و شهرهای کشور، زکات مال خویش را پرداخته و به پیشبرد این جنبش مکتبی یاری رسانند.

6. همچنین ستاد خودجوش و مردمی "جنبش سبز علوی " از عموم مراجع معظم تقلید و روحانیت معظم، نخبگان، اساتید حوزه و دانشگاه، جوانان، بانوان، ورزشکاران، هنرمندان، کسبه، کارگران، کشاورزان، صنعتگران، طلاب، دانشجویان، دانش‌آموزان و سایر اقشار و صنوف کشور می‌خواهد که ضمن ترویج هرگونه ایده سبز علوی به فراگیر سازی این جنبش علوی و الهی در هر کوی و برزن کشوراهتمام ورزیده و با تشکیل ستادهای خودجوش مردمی رسالت الهی و مکتبی خویش در تبلیغ درست مکتب نورانی بخش اسلام و تشیع را اجرایی نمایند.

7. منازل، مساجد، اتومبیل‌ها، میادین عمومی و ورزشی، بیمارستان‌ها، مراکز بهزیستی و حمایتی و... می‌توانند ضمن شادی آفرینی در دل محبین اهل بیت عصمت و طهارت و ابوالائمه امیر المومنین علی(ع) به ترویج روح عدالت گستری، ظلم ستیزی، ولایت مداری و ستیزی علوی اهتمام ورزند.

8. ستاد "جنبش سبز علوی " همچنین با اعلام تاسیس پایگاه اطلاع رسانی "جنبش سبز علوی " به نشانی اینترنتی www.jsanews.comاز تمامی فعالین مکتبی و ولایی محیط‌های اینترنتی و مجازی درخواست می‌کند با انتشار ایده‌های سبز این جنبش و هر آنچه در این مسیر به اذهان خویش خطور می‌کند به تعمیق بخشی پایه‌های فکری سادات و معتقدین جنبش سبز علوی کمک و یاری رسانند.

9. حضور دسته جمعی مردم با رنگ سبز در خیابان‌ها، میادین و جشن‌های اعیاد پیش رو به عنوان سمبلی از شروع حرکت "جنبش سبز علوی " به شمار رفته و حرکت این جنبش به مدد الهی در محرم و صفر و ما بعد آن نیز ادامه خواهد یافت.

10. "جنبش سبز علوی " معتقد است مکتب 1400 ساله تشیع به مثابه کلمه طیبه و شجره سبز و بارور طوبی ریشه درمحکمات و سر بر آسمان دارد و با دست‌اندازی بیگانگان که به مثابه شجره پلید و خبیثی‌اند که نه ریشه‌ای دارند و نه بر و ثمری، اندک تزلزلی در ادامه مسیر سبز علوی ملت ایران و معتقدات آنان بروز و ظهور نخواهد یافت و خداوند بر هر امری قادر و توانا است.

والسلام علی من اتبع الهدی

ستاد جنبش سبز علوی

جستجوی این وبلاگ