فیلم شش قسمتی مصاحبه را از اینجا پی بگیرید
منبع
امروز داشتم با یکی از همکاران در مورد کودتای ۲۸ مرداد حرف می زدیم. می گفت آن کودتا نبود. با هم جدل می کردیم که جمله ای از او من را سر جا نشاند. گفت اگر آن کودتا بود این که این روزها در ایران است ، پس چیست؟
راست می گفت. البته به او گفتم این هم از برکات نظام اسلامی ایران است که مفهوم هر چیزی را تغییر می دهد. از جمله همین کودتا.
از جمله نوآوری های جمهوری اسلامی این است که برخی کلمات را بفهوم دار می کند. مثلا “واجبی”. پیش از بهار ۷۸ ، چه کسی در عموم از این واژه استفاده می کرد اما وقتی سعید امامی ، عضو بازداشتی گرداننده قتل های زنجیره ای در زندان با خوردن واجبی خودکشی شد ، واجبی به واژگان سیاسی ایران افزوده شد.
این مثال را گفتم تا برسم به این موضوع نوشابه. اخیرا وقتی موضوع تجاوز به بازداشت شدگان علنی شده ، عده ای از نمایندگان با تایید ضمنی مساله ، گفته اند “برخی از بازداشت شدگان با باتوم و شیشه نوشابه مورد تجاوز قرار گرفته اند. ”
هرچند حجب و حیای این نمایندگان موجب شده تجاوز با آلت جنسی مردانه را سانسور کنند و از شیر سماور و شیشه نوشابه مایه بگذارند اما واقعیت این است که شیشه نوشابه هم وارد ادبیات سیاسی ما شده است.
به قول دوست هوشمندی ، این موضوع نوشابه حتی در مطلب امروز ابطحی هم مورد اشاره قرار گرفته است:
ابطحی که دو روز است به عنوان اولین وبلاگ نویس ایرانی از زندان وبلاگ می نویبسد امروز از هوس نوشابه سخن گفته اما کیست که نداند که منظور او از نوشابه همان شیشه نوشابه و غیره است.
پیش از این یادم است با شهرام که حرف می زدیم ، متفق بودیم که واقعه ای بزرگ در مقابل دیدگان این بازداشت شدگان سیاسی روی می دهد که آنها ناچار می شوند اعتراف کنند. مثلا تیر زدن به سر یک بازداشت شده معمولی در مقابل چشم محمد علی ابطحی. فکرش را بکنید تکرار این کار سنگ را به حرف می آورد چه برسد به ابطحی.
——————–
پی نوشت – زمانی که در سال ۸۶ برای بار دوم زندان بودم ، دوبار از زندان مطلب نوشتم. البته روایت آن را در کتاب یادداشت های زندانم آورده ام. اما جنس آن با این یادداشت نویسی آقای ابطحی خیلی فرق داشت.
من که دیگر با قطعی شدن زندانم ، به ماندن در آنجا عادت کرده بودم ، تصمیم کردم به راه اندازی و تجهیز کتاب خانه زندان کمک کنم. کتابخانه را راه انداختیم با کلی کتاب که به همت ناشرین تهرانی رسید. یکی از بازاری های بند مالی هم یک کامپیوتر خرید. سیم کانکت به اینترنتش را همان اول برداشتم. به یکی از زندان بانها کامپیوتر یاد می دادم. همین باعث شد اجازه دهد در اوقات دیگر به کتابخانه بروم و با کامپیوتر کار کنم.
اولین فرصتی که ملاقات حضوری داشتم ، خواستم برایم کارت اینترنت بیاورند که آوردند اما دو سه بار از بردن کارت ناکام شدم تا دفعه آخر که آی دی و پسورد را نوشتم و بردم داخل. تلفن کتابخانه ، خط داخل بود و چه عذابی بود فهمیدن شماره خط مستقیم. دو باری در پای مطالب سال ۸۶ نوشتم اما بدون اشاره به اینکه کجایم و چه می کنم. راستی آن نوشتن با درد و عداب کجا و این نوشتن آقای ابطحی به درخواست بازجو ها کجا.
امیدوارم باز ابطحی بیرون بیاید و دوباره بنویسد.





إنا لله وإنا إليه راجعون
خدمت مراجع عظام تقلید در قم
و آقایان هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی
در روزهایی که مردم شریف و دلیر ایران برای اعادهی حقوق حقهی خویش با رساترین نداها و نجیبانهترین رفتارها به خیزش برخاستهاند، در کمال تاسف و شرمساری شاهد آن هستیم که برخی نشستگان بر مسند قدرت نظام برآمده از انقلاب آزادیخواهانهی همین مردم در سال 1357، با تمام قوا و توان به مقابله با ملت شهیدپرور ایران برخاستهاند.
آنچه در 60 روز گذشته بر سر این ملت رفته، یورش به خوابگاههای دانشجویی و خانههای مردم، خونهای پاک ریخته شده در خیابانها، جنایتهای رخداده در بازداشتگاههایی چون کهریزک و بازداشت گستردهی فعالان خوشنام سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و جمع کثیری از شهروندان ایران زمین بیتردید بخشی از سیاهترین برگهای تاریخ کشور ماست و به همین سبب مردم ایران از مراجع دینی و نخبگان سیاسی خود به حق انتظار دارند تا «تمام توان» خود را برای خدمتی تاریخی به کشور به کار ببندند و همچنان که در طول تاریخ پشتیبان ملت بودهاند، این بار نیز «رسالت» خویش را به انجام رسانند.
خوشبختیم که این انتظار بیمناسبت نبوده و در این هفتهها مراجع عظام تقلید و شخصیتهای سیاسی تاثیرگذار کشور، با سخنان و بیانیههایی درخور توجه نشان دادهاند که همراه و همگام با مردم شریف خود هستند و تن به خواستههای نامشروع بخش تمامیتخواه حاکمیت نمیدهند.
آقایان؛
اما این کافی نیست! آنچنان که شاهد هستید، کودتاگران علیه جمهوریت نظام نهتنها با وجود مقاومت تحسینآمیز ملت ایران از ادامهی این مسیر ویرانگر دست نکشیدهاند که هر روز بیش از گذشته خط و نشان میکشند و بازیها و نمایشهای تازهای را برای مایوس ساختن مردم بهراه میاندازند تا از این ره به خواست بنیادین خود دست یابند. ما نگرانیم که اگر این مسیر پیموده شود، آنگاه نه تاکی باقی بماند و نه تاکنشانی که مراجع عظام تقلید و نخبگان سیاسی کشور بر آن تکیه زنند.
این روزها نیز میبینیم، به جای محاکمهی کسانی که علیه جمهوریت نظام و رای مردم دست به کودتا زدند و در پی ایستادگی ملت از خونریزی ابایی نداشتند، چهرههای شناختهی شده، دلسوز و معتقد سی سال گذشتهی کشور را به همراه دیگر شهروندانی که گناهی جز پاسداری از جمهوریت نظام، قانون اساسی و رای خود ندارند، به دادگاهی نمایشی کشانده و پس از 50 روز بازداشت در شرایطی ویژه به اعتراف علیه خود، دوستان، شخصیتهای ملی و جنبش سبز مردم وادار کردهاند.
ما نیز چون شهروندان دیگر این مرز و بوم این اعترافات را «بیارزش و بیاعتبار» و تکرار سناریوهای هرگز پذیرفته نشدهی پیشین میدانیم که در باور هیچ عقل سلیمی نمیگنجد اما از آن سو بهشدت نگران هستیم که روند برنامهریزی شدهی کنونی از سطح چند روزنامهنگار یا فعال سیاسی و اجتماعی فراتر رفته و آشکارا مقامهای شناخته شدهی پیشین را هدف قرار میدهد و نشانگر آن است که اگر در همین جا متوقف نشود، دیری نخواهد پایید که دیگر هیچ کس از تیررس تمامیتخواهان مصون نخواهد بود و چه بسا در آینده، مراجع تقلید و روسای نهادهای انقلابی و دیگر چهرههای ملی کشور نیز متهم به «براندازی نرم» و «کودتای مخملین» شوند!
آقایان؛
مدارا با قانونشکنان و کودتاگران علیه قانون اساسی و جمهوری اسلامی ، کافیست! در همین نقطه باید پیشروی اقتدارگرایان متوقف شود تا کشور از ویرانی نجات یابد. در این راه، در غیبت تدبیر عالیه، تنها شما هستید که میتوانید با همدلی و «اتحاد» و بهره جستن از تمامی امکانها و ابزارها، مردم را تا پیروزی در جنبش سبز هدایت و راهبری و رسالت خویش را در قبال میهن، مردم، انقلاب و اسلام ادا کنید.
ما و مردم ایران چشم به راه گذر از نامه و بیانیه و سخنرانی و «اقدام عملی» تمامی مراجع عظام تقلید و آقایان هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و دیگر چهرهها و شخصیتهای دلسوز کشور هستیم. در تاریخ ایران نمونههای اقدامهای عملی متحد مراجع تقلید و روحانیون و شخصیتهای سیاسی و چهرههای ملی در دسترس است و میتوان به گامهای تاریخی زمان مشروطه یا جنبش ملی شدن صنعت نفت چونان نمونههای موفق و آزمایش شده نگریست. یا باید همین امروز اقدام فرمایید و یا هیچوقت دیگری برای رسالت دین خود نخواهید یافت.
و این هست سهم ما از سرمایه ملی ما , باطوم و کتک
زندگی جوانان لبنانی با کمک جمهوری اسلامی
پایان زندگی جوانان ایرانی با کمک جمهوری اسلامی
میدانید این عکس از کجای ایران است؟
این عکس خرمشهر بعد 24 سال آزادی و 14 سال پایان جنگ میباشد
ولی شهرهای جنگی لبنان با پول نفت ایرانیان در مدت 3 ماه بازسازی شد
خرمشهر بيست و چهار سال پس از آزادي
ولی شهرهای جنگی لبنان با پول نفت ایرانیان در مدت 3 ماه بازسازی شد
قبل کمکهای ایران
بعد کمکهای ایران
لبنان قبل و بعد کمکهای ایران
جمهوری اسلامی سا لانه صدها ملیون دلار کمک نقدی به حزب الله لبنان میکند
جمهوری اسلامی سا لانه 100 ملیون دلار کمک نقدی به حزب الله لبنان میکند این مبلق سوای کمکهای نظامی وتصحیلاتی و سیاسی جمهوری اسلامی به حزب الله لبنان میباشد طبق گزارش مقامات آمریکایی کمک های نقدی ایران به حزب الله لبنان و کشورهای آمریکای جنوبی بیش از 200$ ملیون دلاردر سال میباشد
سوای کمکهای نقدی جمهوری اسلامی به کشورهاو سازمانهای حامی خود دولتمندان ایران اقدام به فرستادن وسایل نظامی و لجستکیکی وبهداشتی و ساخت بیمارستانها در لبنان و کشورهای آمریکای جنوبی مینماید
قابل توجه هموطنان عزیزم تمامی موارد ذکر شده از جیب من و شما و از سرمایه ملی ایران خرج میشود.
مدت 6 سال از زلزله شهر بم میگزره و این وضعیت امروز هموطنان ما در شهر بم میباشد
(ولی شهر بیروت و مناطق جنگی حزب الله لبنان در مدت 3 ماه بازسازی شد)
وضعیت هموطنان ما در شهرهای ایران
( ولی جمهوری اسلامی سا لانه صدها ملیون دلار کمک نقدی به حزب الله لبنان میکند)
اشتباه نکنید این عکسهایی از مجلس جمهوری اسلامی ایران میباشد این آقایان به اصطلاح نمایندگان ملت ایران میباشند و از طرف من و شما برای حل مشکلات کشوراتخاب شدند ولی مثل اینکه مشکلات حزب الله لبنان واجب ترهست
وضعیت هموطنان ما در شهرهای ایران
( ولی جمهوری اسلامی سا لانه صدها ملیون دلار کمک نقدی به حزب الله لبنان میکند)
اینها جاهایی هست که پول نفت من و شما داره خرج میشه
فکر میکنید مردم ما داخل ایران میتوانند با این صورت در مجامع عمومی ظاهر شوند؟
سهم نفت ما صرف زندگی بهتر برای حزب الله لبنان
ایران یکی از ثروتمند ترین کشورهای دنیا هست در صورتی که هو وطنای من برای داشتن یک زندگی عادی باید اعضای بدن خودشون بفروشن
در صورتی که پول و ثرمایه ملی کشور من خرج شهرهای لبنان و حقوق مزدوران آنها در خیابانهای ایران میشه